تحلیل اقتصادی: چرا گرانیها در ایران همزمان و غیرطبیعی است؟
در هفتههای اخیر، اتفاقاتی در حوزه اقتصاد کشور رخ داده که نه تنها به عنوان یک اقتصاددان، بلکه حتی به عنوان یک تحلیلگر ساده نیز وقتی آنها را کنار هم میگذاریم، به وجود دستهایی پشت پرده پی میبریم؛ دستهایی که درصدد وارد آوردن فشار اقتصادی به مردم هستند.
مقایسه گرانی در زمان جنگ و آتشبس
در طول 40 روز جنگ که برخی صنایع کشور مورد اصابت حملات هوایی دشمن قرار گرفت، چنین گرانی غیرطبیعی رخ نداد. جالب آنکه این افزایش قیمتها در زمان آتشبس و مذاکرات اتفاق افتاد. این موضوع به وضوح نشاندهنده غیرطبیعی بودن این گرانیهاست. گرانیهایی که همزمان و نه به صورت ترتیبی، یکباره برای کالاهای مختلف بین دو تا چهار برابر شد.
سوال کلیدی: چه هماهنگی پشت پردهای وجود داشته؟
چه چیزی با چه کسی هماهنگ شده بود که همه تولیدکنندگان یکباره قیمت محصولات خود را دو تا چند برابر کنند؟ در حالی که جنگ ترکیبی خللی در چرخه تولید اکثر این محصولات ایجاد نکرده بود که بتواند توجیهکننده این گرانی باشد.
مثال خودرو و فولاد؛ بهانهای به نام جنگ
به بهانه زدن کارخانه فولاد و گران شدن ورق آهن، قیمت خودرو یک شبه تا دو برابر رشد کرد. در حالی که در همان زمان، ورق فولادی که در بورس عرضه شد، آنقدر زیاد بود که خریدار نداشت. این نمونه بارز افزایش غیرمنطقی قیمت بدون خلأ تولیدی است.
نشانههای یک شبکه سازمانیافته در اقتصاد
همه این موارد این مسأله را متبادر میکند که اقتصادی در سایه سازماندهی شده است که پیچ آن در دست مهرههای نفوذی است. رهبر شهید انقلاب بارها به وجود چنین افرادی تذکر دادند. اینان هر زمان لازم ببینند، تورم و گرانی سنگین را به سفره مردم وارد میکنند تا صدای مردم را درآورند و کشور را به سمت اعتراض و اغتشاش داخلی بکشانند.
افزایش تعرفه برق و تصمیم عجیب بورس انرژی
دقیقاً در زمانی که بازار به آرامش نیاز دارد و باید قوانینی برای ثبات قیمتها وضع شود، تعرفه برق افزایش مییابد و بدتر از آن، هیأت وزیران عرضه برق در بورس انرژی را تصویب میکند. تصمیمی که سبب میشود از این پس با یک توییت ترامپ یا حرکت یک ناو به سمت ایران، قیمت برق صعودی شود. یعنی سفره مردم تبدیل به ابزار بازی همان کسانی میشود که امروز سایر کالاها را هر زمان بخواهند چند برابر گران میکنند.
چرا بنکداران آزادند و خردهفروشان زیر ذرهبین؟
خردهفروشان بازار با این حجم از فراوانی زیر ذرهبین تعزیرات حکومتی، اتاق اصناف، بازرسان وزارت صمت و قرارگاه اقتصادی قوه قضائیه هستند. اما بنکداران و عمدهفروشان که تعدادشان در برابر خردهفروشان بسیار اندک است، به راحتی یک شبه قیمت کالاها را دو و سه برابر میکنند و هیچ کس هم به ایشان متعرض نمیشود.
جالبتر اینکه ریشه بسیاری از گرانیها به تعداد بسیار اندکی کارخانه و کارگاه تولیدکننده بازمیگردد. آیا اینها در حاشیه امنی از گشتهای اقتصادی و بازرسیها قرار دارند؟
شواهدی از وجود مافیاهای اقتصادی در کلام مسئولان
نمیتوان سادهانگارانه گفت که هماهنگی در افزایش قیمت یکباره همه کالاها اتفاقی و طبیعی بوده است. پیداست با یک شبکه پشت پرده روبرو هستیم. برخی شخصیتهای کشور نیز اشارههایی به آن داشتهاند؛ مثلاً گفتهاند مدیریت فلان کالای کشور در دست مافیای آن کالاست. موارد متعددی از این مافیاها در کلام مسئولان کشور شنیده شده است.
گرانی امروز؛ بمب سنگرشکن دشمن در عرصه اقتصاد
امروز که وحدتی دشمنشکن در میان مردم ایجاد شده است، پدیده تورم چندبرابری دقیقاً در راستای جنگ دشمن در کشور اتفاق میافتد. اما افسوس که هیچ اقدام مؤثری علیه این پدیده در سطح کشور ملاحظه نمیشود. پیداست شبکه مویرگی نفوذ دشمن در اقتصاد، این حرکت را به عنوان بخشی از جنگ ترکیبی دشمن و سیاست فشار حداکثری مدیریت میکند.
آیا میشود تصور کرد دشمنی که در جنگ تمامعیار ترکیبی خود از همه عرصهها برای فشار به مردم وارد شده، از اقتصادِ به این مهمی و کلیدی بودن بگذرد؟ بله، حتماً باید رد پای دشمن را در اقتصاد جستجو کرد، با آن مقابله نمود و شبکه آن را از بین برد.
امید به پدافند اقتصادی و شکست دشمن
یک مسأله مهم آن است که مردم بدانند آنچه با آن روبرو هستند، حاصل هجمه دشمن در عرصه اقتصاد است. وقتی با مقاومت و ایستادگی مردم، دشمن شکست بخورد و دست کم پای او از منطقه کوتاه شود، اوضاع اقتصاد هم روبراه خواهد شد.
گرانی امروز، بمب سنگرشکن دشمن در عرصه اقتصاد است که از طریق مهرههای نفوذی او بر سفره مردم فرود میآید. امیدواریم به زودی پدافند اقتصادی در جبهه خودی فعال شوند، خیبرشکنهای اقتصادی که با بستن تنگه هرمز به دشمن اصابت کردهاند اثر خود را بگذارند و با نابودی دشمن، رونق به اقتصاد بازگردد.