در حالی که روزانه میلیاردها تومان نقدینگی در بازارهای ارز و طلا در حال چرخش است، یک تحلیلگر مسائل اقتصادی نسبت به “بحران خاموش” در اقتصاد ایران هشدار میدهد؛ جایی که سرمایههای ملی به جای خلق ارزش افزوده، در بازارهای سوداگرانه حبس شدهاند.
مجید گودرزی، استاد دانشگاه و نویسنده مقالات اقتصادی، در گفتوگو با خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «صاحبنیوز» با بیان اینکه بزرگترین چالش فعلی اقتصاد ایران، بحران “ارزش افزوده صفر” است، به تحلیل ریشههای این معضل پرداخت.
سرمایههایی که ارزش نمیآفرینند
گودرزی با اشاره به سرازیر شدن نقدینگی به بازارهای موازی اظهار کرد: «حجم عظیمی از سرمایههای کشور در بازارهایی سرمایهگذاری شده است که ارزش افزوده صفر دارند؛ مثل بازار ارز و طلا. این سرمایهها نه تنها به چرخه تولید برنمیگردند، بلکه تبعات تورمی سنگینی برای جامعه ایجاد میکنند.»
چرا خریداران ارز حتی با سود ۱۰۰ درصدی هم زیان میکنند؟
وی در بخش دیگری از سخنان خود با نگاهی متفاوت به سوداگری در بازار ارز پرداخت و تصریح کرد: «کسانی که گمان میکنند باید طلا و ارز بخرند تا با گران شدن آن سود کنند، در بلاهت محض و بیسوادی اقتصادی سیر میکنند. خریداران ارز اگر صدها درصد هم سود کنند، باز هم زیان کردهاند.»
این تحلیلگر اقتصادی دلیل این ادعا را چنین توضیح داد: «آنها در یک معامله شخصی شاید سود کرده باشند، اما در مقابل، خودشان و هموطنانشان باید هزاران قلم کالا و خدمت را با چند برابر افزایش قیمت خریداری کنند. خرید ارز معاملهای است که یک سود فردی و هزاران زیان جمعی به همراه دارد.»
گودرزی تأکید کرد: «سرمایهگذاری در هر نوع پولی (ارز یا طلا) هیچ ارزش افزودهای ایجاد نمیکند و سرمایهگذاری بدون ارزش افزوده، دیر یا زود تبدیل به هزینه میشود. ضمن اینکه با خرید ارز، ارزش داراییها هم حفظ نخواهد شد، چون سرمایه باید “زایش” داشته باشد تا ارزش آن باقی بماند.»
بورس و فضاحت ۸۱ هزار درصدی!
این استاد دانشگاه سپس به وضعیت بازار سرمایه و ناعدالتی در ارزشگذاری داراییها پرداخت و گفت: «در شرایطی که تورم عمومی به بالای ۶۰ درصد رسیده است، هنوز هیچ الزامی برای تجدید ارزیابی داراییهای شرکتهای بورسی وجود ندارد. سود تقسیمی شرکتها بسیار کمتر از تورم است که این موضوع باعث کسب بازدهی منفی برای سرمایهگذاران میشود.»
وی با ذکر مثالی عینی وضعیت را تشریح کرد: «فرض کنید یک شرکت بورسی ۱۰ سال پیش خودرویی با عمر مفید ۱۰ سال خریده باشد. امروز ارزش دفتری این خودرو در دفاتر شرکت “صفر” است، اما ارزش واقعی آن در بازار حدود ۳۰۰ میلیون تومان! بسیاری از شرکتها دهها سال است تجدید ارزیابی نکردهاند و با مردم به نرخ دهها سال پیش حساب و کتاب میکنند.»
گودرزی با اشاره به آمار عجیب افزایش سرمایه برخی شرکتها افزود: «متأسفانه با یک تجدید ارزیابی ساده، گاهی افزایش سرمایه برخی شرکتها تا ۸۱ هزار درصد میرسد که این یک فضاحت واقعی در مدیریت سرمایههای کشور است.»
تجدید ارزیابی؛ حق مردم و تکلیف دولت
وی با اشاره به تجربه کشورهای توسعهیافته در مواجهه با تورم خاطرنشان کرد: «در سال ۱۹۷۳ در آمریکا، بعد از آن که تورم به ۱۳ درصد رسید، تمام شرکتهای بورسی اقدام به تجدید ارزیابی کردند تا حقوق سرمایهگذاران تضییع نشود و باعث خروج سرمایه از بورس نگردد. تجدید ارزیابی حق مردم و تکلیف دولت است. »
۶۵ هزار پروژه نیمهتمام؛ حیف و میل سرمایه ملی
این نویسنده و تحلیلگر اقتصادی در بخش دیگری از گفتوگو با صاحبنیوز به یکی از بزرگترین معضلات ساختاری اقتصاد ایران اشاره کرد و گفت: «کسانی که سرمایههای کشور را در ۶۵ هزار طرح نیمهتمام با ارزش افزوده صفر و بدون یک ریال بازدهی فریز و رسوب کردند، باید محاکمه شوند. این بزرگترین حیف و میل منابع ملی است که تاکنون رسیدگی نشده است.»
گودرزی تأکید کرد: «طرحهای نیمهتمام نه تنها سودی برای کشور ندارند، بلکه هر روز به دلیل تورم، هزینه بیشتری برای تکمیل نیاز دارند و عملاً سرمایه ملی در حال نابودی است.»
جمعبندی
به نظر میرسد تا زمانی که نگاه سوداگرانه بر بازارهای مالی حاکم باشد و سیاستگذاران الزاماتی مانند تجدید ارزیابی داراییها را جدی نگیرند، بحران “ارزش افزوده صفر” در اقتصاد ایران ادامه خواهد یافت. کارشناسان معتقدند اصلاح ساختار نظارت بر بورس، تعیین تکلیف پروژههای نیمهتمام و فرهنگسازی برای هدایت نقدینگی به سمت تولید، تنها راه خروج از این بحران است.