به گزارش تیمچه؛بیمار مبتلا به سرطان یا بیماریهای مزمن نمیتواند درمانش را به دلیل گرانی یا نبود دارو متوقف کند. برای چنین بیماری، تأخیر در مصرف دارو مثل عقب انداختن خرید یک کالای معمولی نیست؛ ممکن است مستقیماً روند درمان را مختل کند. همینجا است که شعار «دارو نباید دغدغه بیمار باشد» باید از شعار به سیاست عملی تبدیل شود.
خروج پزشکان متخصص؛ سرمایهای که از دست میرود
از طرف دیگر، مسئله پزشک و نیروی انسانی هم قابل چشمپوشی نیست. اگر برای تربیت پزشک سالها زمان و هزینه صرف میکنیم اما به دلیل مشکلات معیشتی و شرایط کاری، پزشک متخصص را از کشور یا از بخش دولتی خارج میکنیم، در واقع بخشی از سرمایه نظام سلامت را خودمان از دست میدهیم.
سخت تربیت کردن پزشک و آسان از دست دادن او، تناقضی است که باید برایش پاسخ داشت.
نقش بیمهها در کاهش هزینه درمان
در این میان، بیمهها نیز بخش مهمی از ماجرا هستند. قرار نیست بیمار پس از پرداخت حق بیمه، هنگام بیماری تازه متوجه شود که بخش قابل توجهی از هزینه واقعی درمان همچنان بر دوش خودش است.
اگر قرار است سیاستهای دارویی و درمانی اصلاح شود، باید سهم بیمهها در کاهش پرداخت از جیب مردم هم جدی گرفته شود.
پیشنهاد تشکیل ستاد ویژه مدیریت تأمین دارو
پیشنهاد تشکیل یک ستاد ویژه برای مدیریت تأمین دارو نیز از همین منظر قابل بررسی است؛ ستادی که فقط یک دستگاه را مسئول نداند و بتواند میان وزارت بهداشت، سازمان غذا و دارو، بیمهها، بانک مرکزی و سایر دستگاههای مرتبط هماهنگی ایجاد کند.
بیمار نباید قربانی اختلال در زنجیره تأمین، کمبود منابع یا ناهماهنگی دستگاهها شود. وقتی دارو برای بیمار حکم ضرورت دارد، تأمین آن نمیتواند تابعی از بروکراسی، تأخیر پرداختها و اختلاف دستگاهها باشد. هزینه این ناکارآمدی را در نهایت کسی میپردازد که از همه آسیبپذیرتر است؛ یعنی خود بیمار.
بیشتر بخوانید:
زنجیره توزیع دارو در بحران؛ از قفل نقدینگی تا جهش ارزی و کمبود تولید [1]