نایب رئیس کمیسیون معادن اتاق بازرگانی اصفهان در گفتوگو با خبرنگار ما با صراحت از عمق فاجعه میگوید:
“معدن، صنعتی صبور است، اما بیرحم! وقتی هزینهها از توانش بالاتر برود، فرار میکند؛ آن هم نه یک فرار ساده، بلکه با خودش زنجیرهای از اشتغال، حمل و نقل و دانش فنی را میبرد.”
معدنهایی که فقط روی کاغذ زندهاند
فرهادی هشدار میدهد که تعطیلی این معادن ربطی به اتمام ذخایر ندارد. مشکل جای دیگری است:
-
انباشت ریسکهای اقتصادی
-
تغییرات پیاپی قوانین
-
ناتوانی در برنامهریزی میانمدت
مهاجرت خاموش سرمایهگذاران
به گفته او، سرمایهگذاران غیربومی اول از همه فرار میکنند. مقصد؟ استانهای همجوار یا حتی کشورهای همسایه.
“تفاوت اصلی اینجاست: آنجا سرمایهگذار میداند فردا چند درصد مالیات میدهد و قیمت انرژی چقدر است. اینجا هیچ چیز قابل پیشبینی نیست.”
آمارهایی که تکاندهنده است
| عنوان آمار | مقدار |
|---|---|
| سهم معادن کوچک از اشتغال بخش معدن کشور | بیش از ۹۰ درصد |
| دلیل اصلی تعطیلی معادن کوچک اصفهان | بیثباتی قوانین، نه اتمام ذخیره |
| وضعیت برنامهریزی در معادن | غیرممکن شدن افق میانمدت |
| مقصد سرمایهگذاران فراری | استانهای همجوار و کشورهای همسایه |
یک تناقض تاریخی به نام اصفهان
فرهادی معتقد است اصفهان در دام یک تناقض گیر کرده است:
-
دیروز: قطب صنعت و پیشران تولید کشور
-
امروز: مصرفکننده پرمصرف انرژی در نگاه سیاستگذار
این تغییر نگاه، همه معادلات را به هم ریخته است.
ماده ۲۴ مکرر؛ قانونی که خاک میخورد
یکی از گلایههای اصلی فعالان معدنی، اجرا نشدن قانونی به نام “ماده ۲۴ مکرر” است. قانونی که میتوانست اکتشافات تکمیلی را با مشارکت بخش خصوصی جلو ببرد، اما به دلیل تصمیمهای سلیقهای در اصفهان معطل مانده است.
چه باید کرد؟ راهکارهای فوری
فرهادی برای نجات معادن کوچک اصفهان، چهار نسخه فوری میپیچد:
✅ ۱. ثبات در قوانین
جلوی بخشنامههای لحظهای گرفته شود. سرمایه از بیثباتی میترسد، نه از سختی.
✅ ۲. بازطراحی سیاست انرژی
برق و گاز معادن قطع نشود. اگر قرار است محدودیتی باشد، از قبل اعلام شود.
✅ ۳. تفویض اختیار به استان
مدیریت تعارضات محلی دست استانها باشد، نه اینکه همه چیز در تهران تصمیم گرفته شود.
✅ ۴. بسته بازگشت سرمایه
برای معدنکارانی که به ناچار استان را ترک کردهاند، بسته تشویقی تعریف شود.
“فعالان معدنی اگر احترام و حمایت ببینند، برمیگردند. دل آنها هنر پیش اصفهان است.”
پایانبندی؛ امیدی در دل بحران
فرهادی در پایان حرفهایش به نکته امیدوارکنندهای اشاره میکند:
“با حضور دکتر کرمی و مهندس دهقانی، فضا کمی تعدیل شده است. فعالان معدنی دیگر خود را بیشأن نمیبینند. از وضعیت سیاه به خاکستری رسیدهایم. اگر اختیار عمل به این مدیران داده شود، میتوانیم به سفیدی برسیم.”
اما او هشدار میدهد که این شانس، تاریخ مصرف دارد.
معدن، فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ یک تعهد به نسل آینده است. اگر امروز نبینیمش، فردا دیگر نیست.