گرد و خاک جادههای حاشیه گورت هنوز روی شیشههای خودرو نشسته است. هرچه از شهر دورتر میشویم، چشمانداز اطراف بیشتر به خشکی و سکوت شبیه است تا جایی که قرار است هزاران موجود زنده در آن پرورش پیدا کنند. چند دقیقه بعد، پشت یک در فلزی، همه تصورات تغییر میکند.
با باز شدن درِ سالن، موجی از هوای گرم به صورتمان میخورد؛ گرمایی که نه از آفتاب سوزان اصفهان، بلکه از دمای تنظیمشدهای میآید که باید شبانهروز ثابت بماند تا هزاران ماهی زینتی، از مرحله تخم تا زمان عرضه به بازار، مسیر رشد خود را طی کنند. چند قدم جلوتر، ردیف وانهای آبی یکی پس از دیگری خودنمایی میکنند؛ وانهایی که در هر کدام، از لاروهای چندروزه تا ماهیهای رنگارنگ آماده فروش، بخشی از چرخه تولید جریان دارد؛ چرخهای که از دل کویر، راه خود را به آکواریوم خانههای ایرانی و بازار کشورهای همسایه باز میکند.
اینجا خبری از قلاب و تور نیست؛ هر آنچه تولید میشود، حاصل ماهها مراقبت، کنترل دمای آب، غذادهی منظم و مدیریت دقیق شرایطی است که کوچکترین تغییر در آن میتواند نتیجه چند ماه کار را از بین ببرد.