شمشیر دولبه افزایش دستمزد در اقتصاد تورمی
در سال ۱۴۰۵، شورای عالی کار با تصویب ۶۰ درصد افزایش حداقل دستمزد کارگران، گام بلندی در جهت جبران افت قدرت خرید برداشت. پایه حقوق از ۱۰ میلیون و ۳۹۰ هزار تومان به بیش از ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان رسید و حق مسکن نیز به ۳ میلیون تومان افزایش یافت. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که تورم نقطهبهنقطه اسفند ۱۴۰۴ به ۷۱.۸ درصد رسیده بود. اما سؤال اصلی اینجاست: آیا این افزایش، «بالش ایمنی» برای خانوارها خواهد بود یا «چرخه تورمی» جدیدی را آغاز میکند؟
بخش اول: مزایا و تأثیر مثبت بر معیشت و مصرف
۱. بهبود نسبی قدرت خرید اقشار کمدرآمد
برای کارگران مجرد، دریافتی ماهانه تا ۲۲ میلیون تومان و برای کارگر متأهل با یک فرزند تا ۲۴ میلیون تومان افزایش یافته است. این تغییر مستقیم، فشار اجارهبها و هزینههای خوراک را کاهش میدهد. در کنار آن، افزایش پلکانی معکوس حقوق کارمندان دولت (بین ۲۱ تا ۴۳ درصد) حداقل حقوق کارمندان را به ۱۸.۷ میلیون تومان رساند که تمرکز آن بر حمایت از دهکهای پایین است.
۲. تحریک تقاضا و رونق تولید
با تزریق نقدینگی به جیب میلیونها خانوار (مصرف کننده نهایی)، تقاضا برای کالاهای داخلی افزایش مییابد. از آنجا که مصرف خانوار ۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) را تشکیل میدهد، این سیاست میتواند کارخانهها را از رکود خارج کرده و چرخه «تولید-اشتغال-درآمد» را تقویت کند.
بخش دوم: معایب و ریسکهای جدی سیاست دستمزدی
۱. تشدید تورم هزینهمحور (Cost-Push Inflation)
کارشناسان برآورد میکنند که این افزایش ۶۰ درصدی، بین ۱۰ تا ۱۵ درصد به تورم هزینهای اضافه کند. کارفرمایان برای جبران هزینه حقوق کارگر در صنایع نساجی، غذایی و خدمات، یا قیمت نهایی محصول را افزایش میدهند (منتقل کردن تورم به مصرفکننده) یا حاشیه سود را کاهش میدهند که خطر ورشکستگی واحدهای کوچک را در پی دارد.
۲. فشار بر بودجه دولت و خطر کسری ۹۴۰ هزار میلیارد تومانی
بودجه ۱۴۰۵ با کسری عملیاتی بالا (حدود ۶۰۰ تا ۹۴۰ هزار میلیارد تومان) دست و پنجه نرم میکند. افزایش هزینههای جاری ناشی از حقوق کارمندان، دولت را به سمت چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی سوق میدهد که مستقیماً نقدینگی را افزایش داده و تورم پولی (Demand-Pull) را شعلهور میسازد.
۳. ریسک بیکاری و تعدیل نیرو (H3)
۴۱ درصد کارفرمایان اعلام کردهاند که افزایش بیش از حد دستمزد ادامه فعالیتشان را تهدید میکند. در شرایطی که نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به ۲۱.۵ درصد رسیده، بنگاههای کوچک برای مقابله با این فشار، به سمت تعدیل نیرو، کاهش استخدام یا جایگزینی فناوری به جای نیروی انسانی میروند.
بخش سوم: راهکارهای مقابله با تبعات منفی
برای اینکه افزایش حقوق ۱۴۰۵ به یک «سیاست پایدار» تبدیل شود و به تورم و بیکاری دامن نزند، راهکارهای زیر ضروری است:
-
انضباط بودجهای: دولت باید با کوچکسازی ساختاری و حذف هزینههای غیرضروری، کسری بودجه را مدیریت کرده و وابستگی به چاپ پول را قطع کند.
-
حمایت هدفمند از بنگاههای کوچک (SMEs): ارائه معافیتهای مالیاتی موقت و کاهش نرخ بیمه سهم کارفرما به شرط حفظ اشتغال موجود.
-
افزایش بهرهوری نیروی کار: سرمایهگذاری در آموزشهای فنی و حرفهای تا کارگر بتواند ارزش افزوده بیشتری تولید کند و حقوق بالاتر را توجیه کند.
-
پرداختهای غیرنقدی (کالابرگ): به جای افزایش نقدی خالص حقوق که تورمی است، کالابرگ الکترونیکی برای کالاهای اساسی ارائه شود تا قدرت خرید بدون تحریک نقدینگی افزایش یابد.