مانع اول: ناسازگاری تسهیلات بانکی با بازگشت سرمایه
یکی از مهمترین موانع، عدم تناسب تسهیلات بانکی با ماهیت بلندمدت پروژههای خورشیدی است. بانکها معمولاً تسهیلات را با سررسید کوتاهمدت و نرخ سود بالا ارائه میدهند، در حالی که دوره بازگشت سرمایه در نیروگاههای خورشیدی بلندمدت است. اقساط سنگین این تسهیلات، جریان نقدی واحدهای صنعتی را با فشار جدی مواجه میکند.
علاوه بر این، وثیقههای سنگین ملکی که بانکها مطالبه میکنند، برای بسیاری از صنایع کوچک و متوسط قابل تأمین نیست، زیرا داراییهای آنها پیشتر در رهن بانکهای دیگر قرار دارد.
راهکار پیشنهادی:
استفاده از خود نیروگاه، قرارداد فروش برق و درآمد آینده پروژه به عنوان وثیقه، میتواند این چالش را تا حد زیادی برطرف کند.
مانع دوم: نوسان نرخ ارز و افزایش قیمت تجهیزات
قیمت پنلهای خورشیدی، اینورترها و تجهیزات کنترلی مستقیماً تحت تأثیر نرخ ارز قرار دارد. افزایش نرخ ارز در فاصله زمانی طراحی تا اجرا، میتواند هزینه سرمایهگذاری را بهشدت افزایش دهد و توجیه اقتصادی پروژه را از بین ببرد.
همچنین مشکلات ثبتسفارش، تخصیص ارز، واردات و ترخیص تجهیزات، زمان اجرا را طولانی کرده و ریسک پروژه را افزایش میدهد.
راهکار پیشنهادی:
تسهیل و تسریع فرآیندهای ارزی و گمرکی برای تجهیزات نیروگاههای تجدیدپذیر، یکی از الزامات کلیدی توسعه این صنعت محسوب میشود.
مانع سوم: دشواری تأمین زمین مناسب
انتخاب زمین برای احداث نیروگاه خورشیدی، فراتر از میزان تابش خورشیدی است. وضعیت مالکیت، کاربری، محدودیتهای زیستمحیطی، شیب و دسترسی جادهای از معیارهای مهم دیگر هستند.
فاصله زمین از شبکه و پست برق، هزینه احداث خطوط انتقال را افزایش میدهد. گاهی یک زمین با تابش عالی، به دلیل هزینه بالای اتصال به شبکه، از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیست.
راهکار پیشنهادی:
کاهش استعلامهای اداری و واگذاری زمین از طریق پنجره واحد میتواند روند اجرای پروژهها را به میزان قابلتوجهی تسریع کند.
مانع چهارم: محدودیت ظرفیت اتصال به شبکه برق
دریافت مجوز احداث نیروگاه، بهمعنای وجود نقطه اتصال مناسب به شبکه برق نیست. در بسیاری از مناطق، شبکه موجود ظرفیت پذیرش تولید برق جدید را ندارد.
در چنین شرایطی، سرمایهگذار مجبور به احداث خط انتقال، پست جدید یا تقویت شبکه میشود که هزینههای هنگفتی را به پروژه تحمیل میکند.
راهکار پیشنهادی:
انتشار نقشه ظرفیت اتصال استان توسط شرکت برق منطقهای و شرکتهای توزیع، به سرمایهگذاران کمک میکند تا از وضعیت ظرفیت آزاد در هر منطقه مطلع شوند.
مانع پنجم: بیثباتی مقررات و درآمد پروژه
سرمایهگذاری در نیروگاه خورشیدی نیازمند چشمانداز درآمدی بلندمدت و قابل پیشبینی است. تغییر مکرر تعرفهها، مقررات و شیوههای فروش برق، اعتماد سرمایهگذاران را کاهش میدهد.
اگرچه روشهایی مانند خرید تضمینی، قرارداد دوجانبه و فروش برق در بازار سبز فراهم شده، اما نوسان قیمت برق و نبود قراردادهای استاندارد بلندمدت، برنامهریزی مالی را دشوار میکند.
راهکار پیشنهادی:
ثبات مقررات و تضمین چارچوبهای درآمدی میتواند نقش کلیدی در جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی ایفا کند.
مانع ششم: پنل خورشیدی بهتنهایی مانع خاموشی نمیشود
یک باور رایج اما نادرست این است که نصب پنل خورشیدی، کارخانه را در زمان خاموشی برق اداره میکند. در حالی که نیروگاههای متصل به شبکه، هنگام قطع برق بهصورت خودکار از مدار خارج میشوند تا ایمنی شبکه و کارکنان تعمیراتی حفظ شود.
برای تأمین برق پایدار در زمان خاموشی، استفاده از سیستمهای هیبریدی، تجهیزات جزیرهای و باتری ضروری است که هزینه سرمایهگذاری و نگهداری را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
راهکار پیشنهادی:
آگاهیبخشی به صنایع درباره تفاوت نیروگاه متصل به شبکه با سیستمهای جزیرهای و ارائه مشوقهای مالی برای استقرار سیستمهای ذخیرهساز انرژی.
مانع هفتم: نبود مدل مناسب برای صنایع کوچک
احداث نیروگاه مستقل برای بسیاری از صنایع کوچک، از نظر مالی و فنی مقرونبهصرفه نیست. اما راهکارهای جایگزینی وجود دارد که میتواند این چالش را برطرف کند:
-
نیروگاههای خورشیدی تجمیعی: احداث یک نیروگاه برای مجموعهای از واحدهای صنعتی و تقسیم هزینههای زمین، اتصال، بهرهبرداری و نگهداری.
-
اجاره سقف سولهها به شرکتهای انرژی: و خرید بلندمدت برق سبز.
راهکار پیشنهادی:
توسعه مدلهای تجمیعی و مشارکتی، مشارکت صنایع کوچک در تولید و مصرف انرژی تجدیدپذیر را افزایش میدهد.
۶ راهکار عملیاتی برای استانداری اصفهان و دستگاههای اجرایی
برای رفع موانع فوق، اقدامات زیر پیشنهاد میشود:
۱. ایجاد پنجره واحد واقعی برای پروژههای خورشیدی صنعتی؛ نه صرفاً یک سامانه ثبت درخواست، بلکه مسیری شفاف برای پیگیری وضعیت زمین، اتصال، مجوز، تسهیلات و ارز.
۲. ایجاد خط اعتباری ویژه برای نیروگاههای خورشیدی صنعتی با دوره تنفس مناسب، بازپرداخت بلندمدت و نرخ سود متناسب با پروژههای زیرساختی.
۳. احداث نیروگاههای تجمیعی در شهرکهای صنعتی بزرگ استان تا واحدهای کوچک بتوانند با خرید سهمهای محدود، از برق تجدیدپذیر بهرهمند شوند.
۴. انتشار نقشه ظرفیت اتصال استان توسط شرکت برق منطقهای و شرکتهای توزیع، برای آگاهی سرمایهگذاران از ظرفیت آزاد هر منطقه.
۵. شفافسازی معافیتهای مصرف برای صنایع دارای نیروگاه خورشیدی؛ صنایع باید بدانند در چه شرایطی و به چه میزانی از قطعی یا محدودیت بار معاف خواهند شد.
۶. توسعه حمایتهای مالی فراتر از خرید پنل؛ حمایتها باید شامل تأمین تجهیزات جانبی، سیستمهای ذخیرهساز و هزینههای اتصال به شبکه نیز شود.